الفيض الكاشاني

208

ترجمة الحقائق ( فارسى )

نعمتهاى خدا را بر وى از توفيق و قدرت دادن بر طاعت فراموش مىكند . و هرگاه عجب به عملها به هم رسانيد از ديدن آفات آنها نابينا مىشود . و هركه تجسّس آفات عملها ننمايد بيشتر كارهاى او باطل خواهد بود از براى آنكه عملهاى ظاهرى هرگاه خالص و پاكيزه از آفات نباشد كم نفع مىبخشد . و كسى تجسّس مىكند كه ترس و هيبت بر وى غالب باشد نه آنكه عجب داشته باشد . و هركه عجب دارد مغرور به خود و به خداى مىباشد « 1 » و از مكر و عذاب الهى ايمن مىباشد . و گمان مىكند كه در نزد خداى تعالى منزلتى دارد و به عملهايى كه نعمتى است از نعمتهاى الهى و عطيّه‌اى است از عطاياى او منّتى و حقّى گمان مىكند كه بر خدا دارد . و عُجب مىكشاند او را به آنكه « 2 » مدح و ثناى خود كند و اظهار خوبى و پاكيزگى از معايب نمايد . و اگر چنانچه به رأى و علم و عقلْ عجب كند مانع مىشود او را از استفادهء علم و طلب مشورت و سؤال كردن ، و مستقل به خود و به رأى خود مىگردد و ننگ مىدارد از سؤال كردن از كسى كه دانشمندتر از اوست . و بسيار مىباشد كه عجب مىنمايد به رأى غلطى كه به خاطرش خطور نموده و خوشنود مىباشد كه اين چنين چيزى به خاطر او رسيده و خوشنود نمىشود به آنچه به خاطر ديگرى مىرسد و بر اين مُصرّ مىباشد و نصيحت ناصحى « 3 » و وَعظ واعظى را نمىشنود ، بلكه هرگاه نظر به ديگران مىكند ايشان را جاهل مىشمرد . و اگر چنانچه خود را متّهم سازد و اعتماد به رأى خود نكند و تحصيل معرفت « 4 » از نور قرآن بكند و استعانت از علماى دين بجويد و مواظبت كند بر درس خواندن و سؤال از دانشمندان نمودن البتّه اين طريقه او را به حقّ مىرساند . و اينها كه گفته شد و امثال آنها از آفات عجب است و از اين جهت است كه از مهلكات است .

--> ( 1 ) . مىباشد / a نمىباشد ! ( 2 ) . آنكه / s a اينكه . ( 3 ) . s + را . ( 4 ) . معرفت / a s معرفتى .